انیمیشن صفویان
سلجوقیان
دودمان سلجوق (سلاجقه، آلسلجوق)، دودمانی از تُرکان غُز[۱] سنی بودند که در سدههای پنجم تا ششم هجری قمری، با ایجاد یک امپراتوری[۲] بر بخشهای پهناوری از قلمرو ایران باستان در آسیای غربی و آسیای صغیر نظیر ایران، افغانستان، شام (سوریه و فلسطین) و ارمنستان امروزی فرمان میراندند. مؤسس این سلسله طغرل بیک نام داشت که خود از نوادگان سلجوق بود و با شکست دادنِ سلطان مسعود غزنوی، در نیشابور بر تخت نشست و تحت سلطنت وی، سلجوقیان با ایجاد تسلط سیاسی بر خلافت عباسی در بغداد، رهبری جهان اسلام را به دست گرفتند.[۳]
سلطنت دودمان سلجوق ایران دو دوره متمایز داشت، یکی دوره اقتدار که عصر سه پادشاه نخستین آنان یعنی طغرل، آلب ارسلان و ملکشاه را شامل است و دیگر دوره ضعف و انحطاط که پس از مرگ ملکشاه آغاز میگردد. سلطنت سلاجقه بزرگ که پایگاهشان خراسان بود تا سال ۵۵۲ هجری قمری برقرار بود، و بعدها در نتیجه بروز اختلافات بر سر جانشینی میان شاهزادگان، اقتدار مرکزی از میان میرود، و در نتیجه سلطنت آنان به چند قسمت تجزیه و تقسیم میگردد: بدین ترتیب سلجوقیان سوریه تا اوایل قرن ششم و سلجوقیان عراق و کرمان و کردستان تا اواخر سده ششم و سلجوقیان آسیای کوچک تا اواخر سده هفتم در قلمرو خود حکمرانی داشتند.[۴]
در زمان سلطان ملکشاه سلجوقی این قلمرو به اوج اقتدار رسید. این محدوده از شرق تا ماوراءالنهر و از غرب تا دریای مدیترانه امتداد یافت. واپسین شاه این سلسله از سلجوقیان عراق عجم و طغرل سوم نام دارد.
سلجوقیان زبان فارسی را زبان رسمی و درباری قرار دادند و وزیران این دوره بهویژه عمیدالملک کندری و خواجه نظامالملک توسی خدمات مهمی به این زبان و عمران و آبادانی شهرها و گسترش فنون و دانشها نمودند.[۵]
قلمرو ایران در زمان سلجوقیان در دوران سلطان ملکشاه یکم سلجوقی.
| کشور | امپراتوری سلجوقی سلطاننشین روم |
|---|---|
| عنوانها | |
| سال تأسیس | سدهٔ دهم میلادی – سلجوق |
| منحل شدن | دمشق: ۱۱۰۴ – بقتاش توسط طغتکین خلعشد. سلجوقی کبیر: ۱۱۹۴ – طغرل سوم در جنگ با تکش کشتهشد. روم: ۱۳۰۷– مسعود دوم کشتهشد. |
خوارزمشاهیان
خوارزمشاهیان دودمانی پارسیگو[۳][۴][۵] با تبار ترکی-ایرانی و سنی مذهب بود که مملوکان تُرک شکل دادند[۶][۷] و بر ایران و آسیای میانه حاکم بودند.[۸] خوارزمشاهیان ابتدا به عنوان حکومتی دستنشانده از طرف امپراتوری سلجوقی بوده و بعد از آن به صورت پادشاهی مستقل حکومت کردند. [۹] [۱۰][۱۱] بنیانگذار این سلسله، انوشتکین بود که در سال ۱۰۷۷ میلادی ملکشاه سلجوقی او را به عنوان حاکم خوارزم منصوب کرد. [۱۲] فرزندان انوشتکین (تا پیش از ۱۱۵۷ میلادی) به نمایندگی از پادشاهان سلجوقی بر خوارزم حکمرانی میکردند. [۱۳] انوشتکین ممکن است متعلق به قبیله بیگدلی از ترکان اوغوز باشد. [۱۴]
وسعت قلمرو این سلسله طبق تخمین ۲٫۳ (یا طبق تخمین دیگر ۳٫۶) میلیون کیلومتر مربع بوده است. [۱۵][۱۶]
خوارزمشاهیان | |||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ۴۹۱–۶۱۶ (قمری) | |||||||||||
| پایتخت | کهنهگرگانج سمرقند غزنی تبریز | ||||||||||
| زبان(های) رایج | زبان پارسی (زبان رسمی)[۱] ترکی قپچاقی[۲] | ||||||||||
| دین(ها) | اسلام سنی | ||||||||||
| سلطان | |||||||||||
| تاریخ | |||||||||||
• بنیانگذاری | ۴۹۱ | ||||||||||
• فروپاشی | ۶۱۶ (قمری) | ||||||||||
| مساحت | |||||||||||
| ۱۲۱۰ م. | ۲٬۳۰۰٬۰۰۰ کیلومترمربع (۸۹۰٬۰۰۰مایلمربع) | ||||||||||
| ۱۲۱۸ م. | ۳٬۶۰۰٬۰۰۰ کیلومترمربع (۱٬۴۰۰٬۰۰۰مایلمربع) | ||||||||||
| |||||||||||
غزنویان
دودمان غَزنَوی یا غزنویان (۹۷۵–۱۱۸۷ م) (۳۴۴ ه.ق - ۵۸۳ ه. ق) یک سلسلۀ تُرکتبار[۲][۳] ایرانی[۴]، پارسیگوی و مسلمان در بخشهای شرقی ایران بزرگ به ویژه فرارود و خراسان بزرگ بود. اما به عنوان مروج و ناشر اسلام مورد توجه و تأیید خلافت عباسی بود. شهرت این سلسله، بیشتر به خاطر فتوحاتی است که در هندوستان انجام دادهاست.
از آنجا که غزنویان نخستین پایههای شهریاری را در شهر غزنین آغاز نمودند به غزنویان نامدار شدند. بنیانگذار این دودمان سلطان محمود غزنوی بود. پدران او از خانات ترکمن بودند که به خراسان کوچ کرده بودند.[۵] نامآورترین شهریاران این دودمان سلطان محمود و پسرش سلطان مسعود بودند. با شکست غزنویان از سلجوقیان در نبرد دندانقان[۶] و پس از سلطان مسعود این دودمان رو به ناتوانی گذارد و چندی بستر حوزه فرمانروایاش به بخشهایی از هندوستان و افغانستان کنونی محدود شد. حکومت غزنویان هند از نظر هنردوستی و توجه به شاعران فارسیسرا و گسترش زبان فارسی از اهمیت بالایی برخوردار است.
غزنویان | |||||||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ۹۶۳–۱۱۸۷ | |||||||||||||
سلسله غزنویان در بزرگترین حد خود | |||||||||||||
| پایتخت | غزنین (تا ۱۱۵۱) لاهور (از ۱۱۵۱) | ||||||||||||
| زبان(های) رایج | زبان پارسی (زبان رسمی)[۱] | ||||||||||||
| دین(ها) | تسنن، اسلام | ||||||||||||
| حکومت | امپراتوری | ||||||||||||
| غزنین | |||||||||||||
• ۹۶۳–۹۷۷ | آلپ تکین | ||||||||||||
• ۱۱۶۰–۱۱۸۷ | خسرو ملک | ||||||||||||
| دوره تاریخی | خاورمیانه | ||||||||||||
• بنیانگذاری | ۹۶۳ | ||||||||||||
• فروپاشی | ۱۱۸۷ | ||||||||||||
| مساحت | |||||||||||||
| ۱۰۲۹ م. | ۳٬۴۰۰٬۰۰۰ کیلومترمربع (۱٬۳۰۰٬۰۰۰مایلمربع) | ||||||||||||
| |||||||||||||
نقشه های ایران در سلسله های مختلف
نقشههای ایران در سلسلههای گوناگون
هخامنشیان ۵۵۹–۳۳۰ پ. م (BC)
سلوکیان ۳۲۳–۶۰ پ. م (BC)
اشکانیان (۲۴۷ پ. م-۲۲۴ م)
ساسانیان (۲۲۶–۶۵۱)
سامانیان (۸۶۱–۹۹۹)
صفاریان (۸۶۱–۱۰۰۳)
طاهریان (۸۲۱–۸۷۳)
آل زیار (۹۲۸–۱۰۴۳)
آل بویه (۹۳۴–۱۰۵۵)
غزنویان (۹۷۵–۱۱۸۷)
سلجوقیان (۱۰۳۷–۱۱۹۴)
خوارزمشاهیان (۱۱۹۰–۱۲۲۰)
تیموریان (۱۳۷۰–۱۵۰۶)
غوریان (۱۱۴۹–۱۲۱۲)
ایلخانان (۱۲۵۶–۱۳۵۳)
قراقویونلو (۱۴۰۷–۱۴۶۸)
صفویه (۱۵۰۱–۱۷۲۲)
افشاریان (۱۷۳۶–۱۸۰۲)
بازگویی تاریخ ایران در جهان
بازگویی تاریخ ایران در جهان
دانش غربیها از تاریخ ایران همیشه دست دوم بوده و به شدت تحت تأثیر دشمنی تاریخنویسان یونان باستان با ایران قرار دارد. نسلهای پیاپی تحصیلکردگان اروپایی عادت کردهاند ایران را از منظر نوشتههای خصمانه هرودوت و روایات او از جنگ با ایران ببینند. در تاریخنویسی اعراب سنی در مورد ایران هم همین دشمنی و یکجانبهنویسی دیده میشود.[۱۳۴] برای بیشتر مردم جهان نیز آشنایی با تاریخ ایران از طریق اینگونه نوشتههای اروپائیان صورت میگیرد.

نقشهٔ آسیا در قرن سیزدهم پیش از میلاد

نقشهٔ خاورمیانه در قرن دهم پیش از میلاد

نقشهٔ آسیا در قرن ششم پیش از میلاد

نقشهٔ آسیا در قرن پنجم پیش از میلاد

نقشهٔ آسیا در قرن چهارم پیش از میلاد

نقشهٔ آسیا در قرن سوم پیش از میلاد

نقشهٔ آسیا در قرن دوم پیش از میلاد

نقشهٔ آسیا در قرن یکم پیش از میلاد

نقشهٔ آسیا در قرن یکم

نقشهٔ آسیا در قرن دوم

نقشهٔ آسیا در قرن سوم

نقشهٔ آسیا در قرن چهارم

نقشهٔ آسیا در قرن پنجم

نقشهٔ آسیا در سال ۵۶۵ میلادی

نقشهٔ آسیا در قرن ششم

نقشهٔ آسیا در قرن هفتم

نقشهٔ آسیا در قرن هشتم

نقشهٔ آسیا در قرن نهم

نقشهٔ آسیا در قرن دهم

نقشهٔ آسیا در قرن دوازدهم
بخشبندی تاریخ ایران
بخشبندی تاریخ ایران
نکتهٔ دیگر آنکه معمولاً تاریخ ایران را به دو دورهٔ کلی تاریخ ایران پیش از اسلام و تاریخ ایران پس از اسلام تقسیم میکنند.
دو روایت مختلف از تاریخ ایران پیش از اسلام وجود دارد: یکی روایت سنتی که مبتنی بر تواریخ سنتی است (شامل شاهنامه) و از نخستین پادشاه کیومرث (که پادشاه جهان و نه فقط ایران است) آغاز میشود و شامل سلسلههای پادشاهی پیشدادیان، کیانیان، ملوکالطوایفی (اشکانیان) و ساسانیان است. این روایت سنتی به یک معنی روایتی اسطورهای از تاریخ ایران است و شامل اطلاعات ذیقیمت مردمشناسانه و اسطورهشناسانهاست.
روایت دیگر روایت مبتنی بر تواریخ خارجی (شامل تواریخ یونانی، ارمنی، رومی) و مدارک و یافتههای باستانشناسی (شامل کتیبهها و سکهها) و بهطور کلی روایتی مدرن و علمیاست. در این روایت خاندانهای پادشاهی در ایران پیش از اسلام از قرار زیرند: مادها، هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان.
شاید بسیاری باور ننمایند که از سال سیام هجری که سال مرگ یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی است تا سال ۱۳۴۴ه. ق(=۱۳۰۴ه.خ) که تاریخ برافتادن قاجاریان میباشد در درون حدود طبیعی ایران بیش از یکصد و پنجاه خاندان به استقلال یا نیمه استقلال پادشاهی کردهاند و از میان ایشان تنها پنج خاندان سلجوقیان، ایلخانیان، تیموریان، صفویان و افشاریان را میتوان گفت که بر سراسر ایران حکمروا بودند. از دیگران طاهریان، سامانیان، صفاریان، غزنویان، بوییان، خوارزمشاهیان، ترکمانان، زندیان، قاجاریان اگر چه پادشاهان بزرگ و بنام بودند هیچکدام سراسر ایران را زیر فرمان نداشتند. آن دیگران هم جز خاندانهای کوچکی نبودند که هر کدام بر یک یا دو ولایت فرمانروا بودند.[۱۳۳]
در زمینه دودمانها باید این را به اشاره یادآوری کرد که در یک دوره که آل جلایر نیز بر بخشهایی از ایرانزمین فرمان میراندند، حدود بیست دودمان بر ایران فرمانروا بودند.
نگارهای سراسرنما از تخت جمشید
نگارهای سراسرنما از شهر زیر زمینی سامن ملایر
دودمانهای دوران باستان
ماد (آغاز قرن هشتم ق.م. ۵۵۰ ق. م) بنیانگذار دیاکو پادشاه بزرگ هووخشتره
هخامنشی (۵۵۹ ق.م. - ۳۳۰ ق. م) بنیانگذار کوروش بزرگ شاهنشاهان بزرگ داریوش یکم و خشایارشا یکم
سلوکیان (۳۳۰ ق.م. - ۱۲۹ ق. م) بنیانگذار سلوکوس یکم
اشکانیان (۲۴۶ ق.م. - ۲۲۴ م) بنیانگذار اشک یکم شاهنشاهان بزرگ مهرداد یکم، مهرداد دوم و بلاش یکم
ساسانیان (۲۲۴ م. ۶۵۲ م) بنیانگذار اردشیر بابکان شاهنشاهان بزرگ شاپور یکم، شاپور دوم، خسرو یکم و خسرو دوم
دودمانهای پس از اسلام
طاهریان (۸۲۰–۸۷۳ م. / ۲۰۵–۲۵۹ ه.ق / ۱۹۹–۲۵۲ خ) بنیانگذار طاهر ذوالیمینین
صفاریان (۸۷۵–۹۰۰ م. / ۲۶۱–۲۸۷ ه.ق / ۲۵۴–۲۷۹ خ) بنیانگذار یعقوب لیث
سامانیان (۸۷۵–۹۹۹ م. / ۲۶۱–۳۸۹ ه.ق / ۲۵۴–۳۷۸ خ) بنیانگذار نصر یکم شهریاران بزرگ اسماعیل یکم و نصر دوم
زیاریان (۹۲۸–۱۰۷۰ م. / ۳۱۵–۴۶۲ ه.ق / ۳۰۶–۴۴۹ خ) بنیانگذار مرداویج پسر زیار شهریار معروف قابوس بن وشمگیر
بوییان (۹۳۲–۱۰۴۹ م. / ۳۲۰–۴۴۰ ه.ق / ۳۱۱–۴۲۸ خ) بنیانگذار عمادالدوله علی، شهریار بزرگ عضدالدوله
غزنویان (۹۹۸–۱۰۴۰ م. / ۳۸۸–۴۳۲ ه.ق / ۳۷۷–۴۲۰ خ) بنیانگذار سبکتگین، شهریاران بزرگ سلطان محمود و سلطان مسعود
سلجوقیان (۱۰۳۸–۱۱۹۴ م / ۴۲۹–۵۹۰ ه.ق / ۴۱۷–۵۷۳ خ) بنیانگذار طغرل یکم شهریاران بزرگ ملکشاه یکم و احمد سنجر
خوارزمشاهیان (۱۰۷۸–۱۲۲۰ م. / ۴۷۰–۶۱۷ ه.ق / ۴۵۶–۵۹۹ خ) بنیانگذار انوشتکین، شهریار معروف سلطان محمد خوارزمشاه
ایلخانیان (۱۲۵۶–۱۳۴۴ م. / ۶۵۴–۷۴۵ ه.ق / ۶۳۵–۷۲۳ خ) بنیانگذار هولاکوخان، شهریاران بزرگ غازان خان و الجایتو خان
تیموریان (۱۳۷۰–۱۴۹۸ م. / ۷۷۱–۹۰۳ ه.ق / ۷۴۸–۸۷۷ خ) بنیانگذار تیمور گورکانی، شهریار بزرگ شاهرخ گورکانی
صفویان (۱۵۰۱–۱۷۳۲ م. / ۹۰۶–۱۱۴۵ ه.ق / ۸۷۹–۱۱۱۲ خ) بنیانگذار شاه اسماعیل یکم، شهریاران بزرگ شاه تهماسب یکم و شاه عباس یکم
افشاریان (۱۷۳۵–۱۷۴۸ م. / ۱۱۴۸–۱۱۶۱ ه.ق / ۱۱۱۴–۱۱۲۷ خ): بنیانگذار نادرشاه
زندیان (۱۷۵۰–۱۷۹۵ م. / ۱۱۶۳–۱۲۰۹ ه.ق / ۱۱۲۹–۱۱۷۳ خ) بنیانگذار کریمخان زند
قاجاریان (۱۷۹۵–۱۹۲۵ م. / ۱۲۰۹–۱۳۴۴ ه.ق / ۱۱۷۳–۱۳۰۴ خ) بنیانگذار آقامحمدخان شهریار بزرگ ناصرالدین شاه
سلسله پهلوی (۱۹۲۵–۱۹۷۹ م. / ۱۳۴۴–۱۳۹۹ ه.ق / ۱۳۰۴–۱۳۵۷ خ) بنیانگذار رضاشاه
جمهوری اسلامی(1979م.)(1399 ه.ق)(1357خ) بنیان گذار امام خمینی(قدس سروه)
ایران معاصر و جنبش های اجتماعی
ایران معاصر و جنبشهای اجتماعی
اگرچه تا پیش از قرن نوزدهم سلسلههای گوناگون حاکم بر ایران همانند دیگر کشورهای آسیایی با برخی دولتهای غربی مانند ونیز، انگلستان، روسیه (نیمه غربی) , پرتغال، اسپانیا، هلند و… تماسها و مراوداتی_اعم از خصمانه یا دوستانه_ داشتند؛ اما وجه تمایز میان این تماسها در سدهٔ نوزدهم میلادی با سدههای پیشین، افزایش چشمگیر حجم آنها و نیاز روزافزون کشورهای اروپایی به مواد خام دیگر مناطق جهان بود. وقوع انقلاب صنعتی در اروپا کشورهای توسعه یافتهٔ این قاره را به صادرکنندهٔ عمدهٔ کالاهای صنعتی با قیمتی نازل تر از کالاهای بومی مبدل کرده بود که این امر تأثیرات اجتماعی و سیاسی زیادی به دنبال داشت.[۱۲۵] سیطرهٔ اقتصادی کشورهای صنعتی، بازرگانان محلی و پراکنده را برای نخستین بار در قالب طبقهای با منافع مشترک یکپارچه کرد.[۱۲۶] این طبقه به دلیل پیوندهایش با روحانیون در جنبشهای آینده طبقهٔ متوسط سنتی نام گرفتند.[۱۲۷]
در کنار این طبقه، گروه اجتماعی جدیدی با نام «منورالفکران» در ایران شکل گرفتند که از طرق گوناگون مانند سفر یا مهاجرت به کشورهای توسعه یافتهٔ غرب یا نواحی کمتر توسعه یافته که در عین حال جلوتر از ایران بودند مانند قفقاز، هندوستان و… با دنیای جدیدی به غیر از دنیایی که تاکنون در آن زندگی میکردند آشنا شدند.[۱۲۸]
شکستهای نظامی پی در پی ایران از روسیه تزاری و سپس بریتانیا و تجزیهٔ ایالات ثروتمند قفقاز و پس از آن تحمیل قراردادها و امتیازات نامنصفانهٔ بازرگانی و کاپیتولاسیون و نقض حاکمیت ملی ایران نیز فکر ایجاد تغییر و تحول و اصلاحات را در گروهی از سیاستمداران و روشنفکران و روحانیان ایران ایجاد کرد. [نیازمند منبع]
جنبشها و اقدامات اصلاحی پیش از مشروطه
اصلاحات شاهزاده عباس میرزا:عباس میرزا ولیعهد و حاکم ایالت آذربایجان به عنوان فرمانده سپاه ایران در نبرد با روسیه را میتوان نخستین بانی مهم اصلاحات مدرن در ایران دانست. وی که در جریان جنگ با ارتش آموزش دیدهٔ روسیه به ضرورت ایجاد ارتشی نوین پی برده بود کوشید با کمک فرانسویها به نوسازی سپاه ایران مطابق با معیارهای اروپا تحت عنوان «نظام جدید» بپردازد.[۱۲۹] دیگر کوششهای اصلاح گرانهٔ عباس میرزا عبارت بودند از فرستادن نخستین محصلین در سال ۱۸۱۱ میلادی به انگلستان[۱۳۰] و ایجاد یک چاپخانه در شهر تبریز که با پشتیبانی او انجام شده بود و ترجمهٔ یک سری کتب مربوط به فنون نظامی.[۱۳۱] وی در راه این اصلاحات با مخالفت گروهی از روحانیان و در مقابل پشتیبانی گروهی دیگر از آنها مواجه شد. دستهٔ نخست اینگونه اقدامات را «غیر اسلامی» میدانستند در حالی که دستهٔ دوم آن را برای «دارالاسلام» مفید میدانستند.[۱۳۲] علاوه بر اینها گروهی از درباریان از جمله برادر ولیعهد و همچنین سران عشایر که از ناحیهٔ نظام جدید احساس خطر میکردند اقدامات عباس میرزا را برای آیندهٔ خود زیان بار میدانستند. عوامل یادشده سبب اخلال در طرحهای عباس میرزا شد و در نهایت با درگذشت شاهزاده پیش از فتحعلی شاه این اصلاحات عقیم ماندند.
جنبش بابیه:
اصلاحات امیرکبیر:
اصلاحات سپهسالار:
جنبش تنباکو:
جنبش مشروطه
ایران در جنگ جهانی یکم
جنبش جنگل: